تفسیر سوره حمد
فهرست نام های سوره حمدمکی بودن سوره حمد تعداد آیات اولین سوره کامل دورنمایی از سوره تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم کاربرد بسم الله الرحمن الرحیم در آغاز سوره های قرآن تفاوت میان رحمان و رحیم کاربرد رحمن میان اعراب جاهلی تفسیر اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ واژه حمد معنای الف و لام در الحمد علت آمدن صفت رب العالمین بلا فاصله بعد از حمد تعبير «رب العالمين» آیا فقط انسان خداوند را حمد و سپاس می گوید؟ |
| 1 ـ نامهاى اين سوره: اين سوره مباركه از جمله معدود سوره هاى قرآنى است كه نامهاى متعددى دارد و با استقرايى كه به عمل آمد ، معلوم شد كه اين سوره چهارده نام دارد كه بعضى از آنها معروف و بعضى ديگر غير معروف است. اكنون ما اين نامها را با ذكر علت نامگذارى بيان مى كنيم: 1 ـ سوره حمد، به سبب اينكه اولين كلمه اين سوره، كلمه حمد مى باشد. 2 ـ سوره فاتحة الكتاب، به دليل اينكه قرآن كريم كه يكصدو چهارده سوره دارد با اين سوره آغاز مى شود و نيز به طوريكه خواهيم گفت اين سوره نخستين سوره كاملى است كه بر پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) نازل شده است. 3 ـ سوره ام الكتاب يا ام القرآن، اين نامگذارى از آن جهت است كه اين سوره مشتمل است بر مجموع مطالبى است كه در قرآن آمده و مى توان آنرا فشرده و خلاصه اى از معارف قرآن دانست بگونه اى كه در تفسير سوره خواهيم ديد. 4 ـ سوره سبع مثانى، اين اسم به معناى «هفت تاى دو به دو» مى باشد و اين نامگذارى به اين جهت است كه اولا اين سوره هفت آيه است و ثانياً در هر نماز دو بار خوانده مى شود. البته وجوه ديگرى هم ذكر كرده اند كه ما از نقل آنها خوددارى كرديم. 5 ـ سوره كنز، زيرا كنز به معناى گنجينه است و اين سوره گنجينه معارف قرآنى است. 6 ـ سوره وافية، شايد علت نامگذارى آن باشد كه اين سوره مباركه وافى به معارف قرآنى است. 7 ـ سوره كافية، زيرا اين سوره در نماز از سوره هاى ديگر كفايت مى كند و مى تواند جايگزين آنها بشود ولى سوره هاى ديگر نمى توانند جايگزين اين سوره در نماز باشند. 8 ـ سوره شافية، زيرا اين سوره مباركه شفا دهنده امراض روحى است. البته تمام قرآن چنين حالت را دارد ولى از آنجا كه اين سوره فشرده اى از همه قرآن است، به اين نام ناميده شد. 9 ـ سوره شفاء، علت اين نامگذارى همانست كه در نام قبلى بيان شد. 10 ـ سوره صلاة، بدانجهت كه بايد در نمازهاى واجب و مستحب خوانده شود. 11 ـ سوره اساس، چون در اول قرآن آمده و لذا پايه و اساس قرآن است. 12 ـ سوره سؤال، زيرا كسى كه اين سوره را مى خواند، از خداوند درخواست عبوديت و كمك و هدايت مى كند. 13 ـ سوره شكر، زيرا در اين سوره از رحمت الهى و ربوبيت او صحبت مى شود و بيان همين معنى نوعى شكر و سپاسگزارى به درگاه خداوند است. 14 ـ سوره دعا، چون اين سوره مشتمل است بر دعايى است كه خواننده سوره در حق خود مى كند. |
| 2 ـ مكى بودن اين سوره: مفسران قرآن همه نزول اين سوره را در مكه بیان کردند ولى مجاهد نزول اين سوره را در مدينه مى داند. البته گفته مجاهد سخن غريبى است زيرا نماز در مكه واجب شده و بدون قرائت سوره حمد امكان ندارد. ديگر اينكه يكى از نامهاى اين سوره به گونه اى كه ذكر كرديم، «سبع مثانى» است و قرآن در سوره حجر آيه 87 (" وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ". ) از اين نام ياد كرده و مى دانيم كه سوره حجر در مكه نازل شده است. البته بعضى از مفسران احتمال داده اند كه سوره مباركه حمد دو بار نازل شده باشد يكبار در مكه و يكبار در مدينه و شايد علت نامگذارى اين سوره به «مثانى» همين دوبار نازل شدن باشد. چيزى كه مكى بودن سوره حمد را تأييد مى كند، اين است كه لحن اين سوره با سوره هاى مكى تناسب دارد زيرا سوره هايى كه در مكه نازل شده است، نوعاً داراى جملاتى كوتاه و كوبنده ومشتمل بر ذكر اصول و مبانى و يا تهديد كافران است ولى سوره هايى كه در مدينه نازل شده است، غالباً بيان احكام و قصص پيامبران و خطابهايى به اهل كتاب است و به بيان ديگر نوعاً مخاطب سوره هاى مكى مشركان وبت پرستان مكه است ومخاطب سوره هاى مدنى مسلمانان واهل كتاب مى باشند. |
| تعداد آیات سوره حمد 7 آیه است و در اینکه بسم الله الرحمن الرحیم یک آیه است اختلاف است که مذهب ما آن را در سوره حمد آیه اول و در سایر سوره ها جزیی از آیه اول است. |
| 4 ـ اين سوره اولين سوره كاملى است كه نازل شده: درباره اين كه كدام سوره يا آيه اى براى نخستين بار بر جان و دل پيامبر نازل شده سخنان بسيارى گفته شده ولى آنچه درست تر مى نمايد اين است كه نخستين گروه از آياتى كه بر پيامبر نازل گرديد پنج آيه از اول سوره علق و آياتى از سوره مدثر است و نخستين سوره كامله اى كه بر پيامبر نازل شد همين سوره حمد است. |
| 6 ـ دور نمايى از اين سوره: به طوريكه پيش از اين گفتيم، سوره مباركه حمد خلاصه و چكيده قرآن است و در آن به كل معارف قرآنى اشاره شده است. در اين سوره نخست از توحيد و صفات الهى صحبت مى شودو اينكه خداوند با داشتن صفت ربوبيت و رحمانيت و رحيميت و مالك بودن بر روز جزا مستحق هرگونه حمد و ستايش است. سپس به بندگان تعليم داده مى شود كه چگونه با خدا سخن بگويند و چه چيزهايى را از خداوند بخواهند. در اين قسمت ابتدا سخن از توحيد عبادت است و اينكه براى انسان هيچ ياور و معينى جز خداوند نيست آنگاه از خداوند خواسته مى شود كه بنده خود را به راه راست هدايت كند يعنى همان راه كسانى كه از نعمتهاى الهى برخوردار هستند و از اينكه بنده به راه غضب شدگان و گمراهان افتاده باشد، او را بازدارد. بنابراين در اين سوره سخن از توحيد و صفات خدا و نيز روز قيامت كه روز جزا و پاداش است و از عبادت و پرستش و راه سعادت و شقاوت است و اشاره به داستان هدايت يافته گان و گمراهان و رانده شدگان درگاه الهى است و اگر همين مطالب باز شود و با تفصيل بيشترى ذكر شود، مساوى با مجموع آيات قرآنى مى گردد. |
تفسیر بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِکاربرد بسم الله الرحمن الرحیم در آغاز سوره های قرآن چیست؟1- بيانگر اين معناست كه هر كار مهمى را بايد با نام خدا شروع كرد و در اين شروع، خداوند را با صفت رحمانيت و رحيميت ياد نمود تا آغاز مبارك و ميمونى براى كار مورد نظر باشد و در حديثى از رسول خدا(ص) كه فرمود: هر كار مهمى كه با نام خدا شروع نشود آن كار نا تمام است. اينكه كارهاى مهم را با ياد خدا شروع كنيم در واقع تصحيح و اصلاح كارى است كه ميان اقوام و ملل دنيا رسم است و آن اينكه آنها كارهاى مهم خود را مانند افتتاح يك مؤسسه مهم و يا كارخانه بزرگ با نام رئيس مملكت و يا رئيس قوم شروع مى كنند. قرآن ياد مى دهد كه تمام كارها را تنها با ياد خدا افتتاح و شروع كنيد و نيز تصحيح كار مشركان عصر پيامبر است كه كارهاى مهم خود را با نام بتها آغاز مى كردند و مى گفتند: بسم اللات و العزى. خداوند به آنها ياد مى دهد كه كارهاى خود را نه با نام بت كه قدرت هيچ كارى را ندارد بلكه با نام خداوندى شروع كنيد كه قدرت بى پايان دارد. شروع با نام خدا در تمام كارها مانند غذا خوردن، راه رفتن و غير آنها مستحب است ولى در بعضى موارد واجب مى شود مانند ذبح حيوان كه بردن اسم خدا واجب است و اگر نام خدا در موقع ذبح حيوان برده نشود خوردن گوشت آن حرام مى گردد 2- اينكه سوره با نام خدا شروع شده در واقع نوعى كمك خواهى از خداوند است كه خواننده سوره را در اتمام آن و فهم و عمل كردن به آن يارى كند و جالب اينكه با نام خدايى شروع مى شود كه رحمن و رحيم است. انتخاب اين دو صفت از ميان اوصاف متعدد خداوند، خود حكمتى دارد و آن اينكه خداوند به وصف رحم خود، بنده را در اتمام كار يارى مى دهد و هيچيك از اوصاف ديگر خداوند مناسبتر از اين دو صفت در اين مقام نيست. البته همين دو صفت در مفهوم «الله» كه اسم خداوند است وجود دارد زيرا «الله» نامى است كه دلالت دارد بر جميع صفات كمال كه از آن جمله است رحمن و رحيم ولى ذكر اين دو صفت پس از كلمه «الله» دليل بر عنايت خاصى است كه در اينجا به اين دو صفت شده است. تفاوت میان رحمان و رحیم1- فرقى وجود ندارد و يكى تأكيد بر ديگرى است 2- ولى مشهور اين است كه صفت «رحمن» همان لطف عام وگسترده خداست كه در اين جهان بر همه موجودات از نبات و جماد و حيوان و كافر و مؤمن شامل شده است ولى صفت «رحيم» لطف خاص اوست كه در قيامت شامل حال مؤمنان خواهد بود. نيز مى توان گفت كه در رحمن صفت رحمت با توجه به ذات خدا اخذ شده و در نتيجه صفت عام است ولى در رحيم اين صفت با توجه به خلق خدا اخذ شده كه هر كدام استعداد دريافت رحمت الهى را دارند از آن برخوردار مى شوند و معلوم است كه منحصراً مؤمنان چنين استعدادى را دارند، در نتيجه رحيم صفت خاص شده است.و اما اينكه رحمن اسم خاص خدا است ولى رحيم اسم خاص نيست به اين جهت است كه كلمه رحمن در قرآن كريم در 57 مورد آمده و در همه آنها منظور، خداوند است ولى كلمه رحيم در قرآن، هم در خدا به كار رفته و هم در غير خدا. مانند آيه اى كه چند سطر پيش خوانديم و در آنجا به پيامبر هم رحيم اطلاق شده است. 3-- فرق ميان رحمن و رحيم از صيغه آنها ناشى شده است زيرا رحمن صيغه مبالغه است و در آن كثرت و عموميت لحاظ شده است و بنابراين در رحمن رحمت الهى، عام و گسترده است ولى رحيم صفت مشبهه است و آن عموميت را ندارد ولى در مقابل، ثبات و پايدارى در آن لحاظ شده و اين معنا با رحمت خاص خدا كه هم در دنيا و هم در آخرت شامل حال مؤمنان مى شود و يك نوع رحمت پايدارى در محدوده مؤمنان است، جور در مى آيد. کاربرد رحمن میان اعراب جاهلی مطلب ديگر در مورد كلمه «رحمن» اينكه عرب جاهلى اين لفظ را به خدا اطلاق نمى كرد و در آغاز نوشته هاى خود جمله «بسمك اللهم»را بكار مى برد. و لذا در قرآن خطاب به آنها مى فرمايد : قل ادعوااله و ادعوا الرحمن ايا ماتدعو فله الاسماء الحسنى (اسراء / 110) بگو الله را بخوانيد و يا رحمن را بخوانيد هر كدام را بخوانيد پس براى اوست نامهاى نيكو. همچنين در آيه ديگرى از مشركان نقل مى كند كه اطلاق كلمه رحمن بر خدا پيش آنها غريب مى نمود. واذا قيل لهم اسجدواللرحمن قالوا و ما الرحمن (فرقان /60) و چون به آنها گفته مى شود كه بر رحمن سجده كنيد، مى گويند: رحمن چيست؟ |
تفسیر اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَواژه حمد :سه واژه «حمد» و «شكر» و «مدح» معانى نزديك به هم دارند حمد تعريف كردن با زبان در برابر کارهای نيك و به صورت اختيارى است شكر تعریف کردن گاهى با زبان و گاهى با عمل است.مدح تعريفى است در برابر زيبايى و نيكويى خواه اختيارى و خواه اكتسابى باشد و يا غير اختيارى مانند زيبايى گل. معنای الف و لام در الحمدهر کس مخلوقات خداوند را حمد کند خداوند را حمد کرده است زیرا تمام زيباييها حتى زيبايي هاى اختيارى از آن خداست و از وى نشأت مى گيرد. واژه رب كلمه «رب» به معناى مالك، صاحب، سرور ، مربى و پرورش دهنده مى باشد و چنين مى نمايد كه ربّ صاحب و مالك چيزى است كه در اصلاح حال آن تأثير مى گذارد و همواره در صدد اصلاح و هدایت است. واژه العالمین «العالمين»جمع عالم است و عالم خود جمعى است كه مفرد ندارد «عالم» 1- يا به معناى صنف و نوع است و هر چيزى نوعى دارد و مى گوييم عالم انسان، عالم حيوان ، عالم نبات ، عالم جماد ، عالم آخرت و غير آنها 2- یا به معناى كل مخلوقات است يعنى به جز خدا ، به همه چیز عالَم گفته مى شود اين واژه يا از علامت مشتق است چون جهان علامتى از قدرت خداست و يا از عَلَم مشتق است و منظور همان «ما يعلم» است يعنى آنچه دانسته مى شود كه شامل جميع مخلوقاتى كه وجود آنها براى ما شناخته شده است،مى باشد. استعمال کلمه عالمین در مورد مخلوقات دارای شعور كلمه «عالمين» در قرآن كريم تنها در مورد مخلوقاتى كه داراى شعور هستند استعمال شده است مانند بشر، ملائكه و جن و ما موردى نيافتيم كه عالمين بطور قطع در موجودى كه شعور ندارد استعمال شده باشد و در تركيب رب العالمين كه مكرر در قرآن آمده است، اضافه شدن رب به سوى عالمين خود مى رساند كه منظور موجوداتى هستند كه قابل تربيت باشند. البته كلمه عالمين در قرآن گاهى به صورت خاص و گاهى به صورت عام استعمال شده است مثلا در مواردى منظور موجودات ذيشعور زمان خاصى اراده شده مانند اين آيه: و اسماعيل واليسع و يونس و لوطا و كلا فضلنا على العالمين (انعام/86) يعنى اسماعيل و يسع و يونس و لوط همگى را بر عالمين برترى داديم، منظور از عالمين در اينجا عالمين عصر آن پيامبران است و نمى تواند شامل تمام اعصار باشد چون در آيه ديگرى كسانى ديگر بر عالمين برترى داده شده اند مانند اين آيه: ان الله اصطفى آدم و نوحا و آل ابراهيم و آل عمران على العالمين (آل عمران/23) يعنى خداوند، آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر عالمين برگزيد. و در آيه اى بنى اسرائيل بر عالمين تفضيل داده شده است و از اينها گذشته اگر عالمين را در اين آيات به معناى كل عالمين بگيريم لازم مى آيد كه نامبردگان از حضرت محمد(ص) هم با فضيلت تر باشند و مى دانيم كه اين درست نيست. بنابراين، عالمين در اينگونه آيات همان عالمين عصر آن افراد است و البته گاهى هم عالمين به معناى عالمين تمام عصرها استعمال شده مانند همين جمله رب العالمين. تفسیر :خداوند به بندگان خود تعليم مى دهد كه در مقام سپاس خداوند چگونه سخن بگويند و به آنها مى آموزد كه چنين بگويند كه حمد و سپاس از آنِ خداست يعنى هر سپاسى از هر كسى براى هر كسى انجام شود در واقع سپاس خداست چون سپاس در برابر زيبايي ها و نيكي ها انجام مى گيرد و تمام زيبايي ها و نيكي ها در هر كسى و در هر كجا باشد در واقع از خداست و متعلق به اوست و هر كرامت و سخاوت و شجاعتى از هر انسانى سر بزند، بالاخره منشأ اصلى آن خداست كه چنين توفيقى و چنين نعمتى را به آن شخص داده است. علت آمدن صفت رب العالمین بلا فاصله بعد از حمد اين نكته را خاطر نشان مى سازد كه اختصاص سپاس و حمد بر خداوند از اين جهت است كه او پرورش دهنده همه جهانيان است و اگر موجودى صفت كمالى يافته است به علت تربيت خداست و بنابر اين مى توانيم بگوييم كه «رب العالمين» در عين حال كه صفت براى «الله» است، دليل مطلب هم هست. تعبير «رب العالمين»به این معناست كه اگر ربى و پروردگارى هست، او خداوند است و قرار دادن عنوان رب بر غیر خداوند ، حمد و ستایش خداوند نیست. آیا فقط انسان خداوند را حمد و سپاس می گوید؟خیر ، ستايش از خداوند ، مخصوص انسان نيست بلكه تمام موجودات عالم با زبان بى زبانى خداوند را ستايش مى كنند و دائم در ستايش او هستند: و ان من شىء الا و يسبح بحمده (اسراء / 44) يعنى هيچ چيزى نيست مگر اينكه به ستايش خداوند تسبيح مى گويند. در قرآن كريم پنج سوره با جمله الحمد لله شروع شده است که به آن حامدات یا سوره های تحمید می گوییم: سوره حمد ، سوره انعام ، سوره كهف، سوره سباء و سوره فاطر. |
تفسیر اَلرَّحْمنِ الرَّحيمِ معناى رحمن و رحيم در ضمن تفسير بسم الله گذشت و ذكر مجدد اين دو صفت در اينجا شايد براى بيان اين نكته باشد كه مربى بودن خداوند برجهانيان، از جهت نياز او نيست بلكه منشاء آن رحمت خداوند است كه عام و شامل و گسترده است. البته نبايد ذكر اين دو صفت را در اينجا تكرارى دانست زيرا بسم الله الرحمن الرحيم هر چند كه جزو سوره است ولى اختصاص به اين سوره ندارد بلكه در اول تمام سوره ها جز سوره توبه وجود دارد. |



